تبليغاتX
23 اسفند 85

 

 یکشنبه در مدرسه دولتی بودم که آقای ......از اطلاعات با من تماس گرفت ، بسیار عصبانی بود و جملاتی را می گفت که بارها در مقالات ..........خوانده بودم ...وزن شما در این چند روز مشخص شده .... شما در برابر نظام قرار گرفته اید و به تعبیری به گروهک تبدیل شده اید ... تحمل نظام به پایان رسیده و مسئول عواقب هر چه که فردا پیش بیاید شما هستید ...

 از لحن صحبت هایش تعجب کردم اما ترجیح دادم پاسخی به او نگویم . فقط گفتم که حرف های شما را به دوستان منتقل می کنم .

بعد از ظهر یکشنبه به متینگ انتخاباتی میر حسین موسوی رفتیم . جمعیت بسیار زیادی آمده بودند . قرار بود که از مجموعه کانون صنفی معلمان یک نفر سخنرانی کند . مجریان برنامه آقای باغانی را انتخاب کرده بودند . کمی نگران بودم که نکند آقای باغانی در صحبت های خود از آقای میر حسین حمایت کند . به او دسترسی نداشتم . ظاهرا قبلا از سخنرانی آقای باغانی ایشان را ارشاد کرده بودند و به او تذکر داده بودند که حق ندارد درباره ی برنامه ی روز دوشنبه کلمه ای در این جلسه و پشت تریبون اعلام کند . بالاخره باغانی شروع به صحبت کرد و الحق که صحبت هایش مورد پسند جمعیت قرار گرفت . هر چند جمله که می گفت جمعیت یکپارچه دست می زدند و در پایان نیز همه جمعیت دقایق طولانی باغانی را تشویق کردند به طوری که مجری برنامه چندین بار از حاضرین خواست تا سکوت اختیار کنند اما موفق نمی شد .

باغانی حتی یک کلمه در دفاع از کاندیداها نگفت . همه  از سخنرانی باغانی راضی بودند .

روز دوشنبه حدود ساعت 12 و نیم از مدرسه دولتی خارج شدم . به آقای باقری زنگ زدم گفت من الان مقابل وزارتخانه هستم اوضاع کاملا آرام است و همکاران هم چند تا چند تا در حال آمدن هستند . به سرعت نهارم را خوردم و به سمت میدان فردوسی رفتم . حدود چهل نفر در مقابل وزارت خانه جمع شده بودند تقریبا با همه روبوسی کردم . سراغ باغانی را گرفتم . گفتند برای مذاکره با وزیر داخل وزارتخانه شده است . هنوز چند دقیقه ای نگذشته بود که ماموران زیادی به سمت جمعیت آمدند و از جمعیت خواستند که از محل دور شوند . در این موقع تعداد حاضرین به حدود 70 نفر رسیده بود . ده ها دوربین در حال فیلمبرداری از جمعیت بود اما همه مربوط به برادران حراست و اطلاعات و پلیس امنیت بود . کم کم توهین کردن و هل دادن شروع شد . دوستان کانونی از هر دری برای صحبت وارد شدند . اما همه خود را مامور و معذور می دانستند و هیچ کس حاضر به گفت و گو نبود و فقط دستور داشتند افراد را از آنجا دور کنند . به نظر می رسید به شدت نگران ملحق شدن سایر همکارانی بودند که به مرور خود را به میدان فردوسی و مقابل وزارتخانه می رساندند . خشونت ها بیشتر شد . هر چند دقیقه یک نفر را از جمعیت جدا می کردند و با ضرب و شتم سعی می کردند با خود ببرند که  البته با سر و صدای حاضرین و شعارهایی که توسط جمعیت داده می شد رهایش می کردند .

            رفتارها بسیار تحقیر آمیز می نمود اما معلمان حاضر در تجمع آن قدر سرافرازانه مقاومت می کردند که می شد شرم را در چهره برخی از مامورانی که هنوز وجدان هایشان به خواب نرفته بود دید . البته بعضی از آن ها نیز به نظر می آمد فراتر از دستورهای داده شده مشغول عقده گشایی بودند به قول بعضی از دوستان گویا این ها خاطرات خوبی از دوران دانش آموزی نداشتند .

            همه حاضرین فعال و پر جنب و جوش بودند . شاید بیش از 10 نفر از حاضرین را خانم ها تشکیل می دادند . خانم بادپر فریاد می کشید و به شدت نسبت به برخوردهایی که می شد اعتراض می کرد . حقیقتا هنوز هم خانم بادپر را خوب نشناختم .

            آقای سوری خیلی عصبانی بود . بر سر ماموران فریاد می زد که شما آبروی نظام را می برید . این چه برخوردی است که در هفته معلم با معلمان می کنید . کجای کار ما غیر قانونی است . باقری در جای دیگر در محاصره ماموران بود و با آن ها کل کل می کرد . ماموران عملا تجمع ساده معلمان را به راهپیمایی تبدیل کرده بودند . آن ها معلم ها را با باتوم و هل دادن وادار به حرکت می کردند و از این حرکت فیلمبرداری می کردند تا شاید بعدها به قاضی بگویند اینها بدون مجوز راهپیمایی کردند و به این وسیله برای معلم ها پرونده سازی کنند . یکی از نیروهای امنیتی بعدا به ما گفت که شما نباید راهپیمایی می کردید . یعنی حتی اگر همه شما هم کتک می خوردید باید می ماندید و تحمل می کردید و یا اینکه متفرق می شدید . ناگفته نماند که کسبه محل هایی که از کنارشان عبور می کردیم خیلی تحت تاثیر قرار گرفته بودند و با تعجب از اینکه در فضای فعلی هنوز کسانی هستند که به طور مستقل حرف ها و شعارهای خودشان را مطرح می کنند به معلم ها آفرین می گفتند .

            نزدیکی های خیابان طالقانی توسط یکی از حاضرین تراکت هایی بین جمعیت توزیع شد که تماما در باره مسائل صنفی معلمان و شعارهایی بود که در تجمعات گذشته بارها و بارها تکرار شده بود . چند نفر از ماموران حمله کردند و یکی از کسانی را که مشغول توزیع تراکت بود محاصره کردند و خواستند تا او را ببرند که اعتراض ها شروع شد . رسول بداغی پیش از همه و محکمتر از همه اعتراض می کرد . فریاد می زد " ولش کنید ، ولش کنید " یکدفعه ماموران به سمت بداغی حمله کردند . چهره بداغی تماشایی بود . نگاه او به ماموران و نمایش هایی که می دادند بسیار تحقیر آمیز بود من روحیه ی رسول را در زندان هم همینگونه دیده بودم هیچ وقت لبخند از چهره اش گرفته نشد و هیچ وقت روحیه اش را نباخت .

بالاخره بداغی را با ضرب و شتم از جمع جدا کردند . بداغی  می خندید و آنها را به هیچ گرفته  بود . جمعیت یک صدا اعتراض کردند . برخورد ها باز هم خشن تر شد . حالا دیگر به جمعیت لگد می زدند و با باتوم آن ها را دور می کردند . برخورد ها باز هم خشن تر شد . چند نفر از ماموران ابتدا به نیک نژاد لگد زدند و بعد هم با باتوم به پشت او زدند که او برگشت و اعتراض کرد . یکی از ماموران که نمی دانم گروهبان بود یا استوار آن چنان سیلی محکمی به صورت نیک نژاد زد که تا ساعت ها علامت دستش روی صورت نیک نژاد مانده بود .  بهلولی درجای دیگر به محاصره ی ماموران درآمده بود . رضایی و جوادی وبسیاری دیگر از دوستان پایدار و مصمم خودشان را برای هرنوع برخوردی آماده کرده بودند . حرکت ادامه داشت .

یکی از دوستان گفت : بهشتی از دهانت خون می آید . گویا یکی از ماموران با مشت به دهانم کوبیده بود اما خودم خیلی متوجه نشده بودم . به نزدیکی های خیابان ولی عصر رسیدم .

در این جا بود که گفتند باید قائله را ختم کنید . وگرنه همه تان بازداشت خواهید شد . مامورها با نفوذ در جمعیت آن ها  را به دو قسمت تقسیم کرده بودند وبیم آن می رفت که برای جمعیت تله گذاشته باشند . یکی از لباس شخصی ها که به نظر می رسید رهبری ماموران را بر عهده دارد  جمعیت را نگه داشت و از آن ها خواست که دیگر ادامه ندهند . به او گفته شد که شرط متفرق شدن این است که بداغی را آزاد کنید . گفت تا دو ساعت دیگر بداغی را آزاد خواهیم کرد . حاضران با هم گفت و گو کردند و شرط را پذیرفتیم اما اعلام کردیم که این قضایا را در رسانه ها منتشر خواهیم کرد و معلمان را در جریان برخوردهایی که صورت گرفته می گذاریم . بعد از یکی دو ساعت من و بهلولی و نیک نژاد و رضائی به سوی وزارتخانه برگشتیم . هنوز ده ها ماشین نیروی انتظامی و صدها مامور ضد شورش در حوالی وزارتخانه بودند . . از کوچه پشتی ساختمان علاقه مندان به سمت فردوسی رفتیم . حدود 15 الی 20 نفر در مقابل مترو فردوسی ایستاده بودند. به نظر می رسید که معلم باشند . به سراغشان رفتیم . گفتند معلمان زیادی طی این مدت آمدندوچون فکر می کردند که برنامه تجمع لغو شده است  رفته اند. بعد از چند دقیقه صحبت آقای اسماعیل عبدی پیشنهاد داد که با او نزد آقای .....  که فرماندهی عملیات را داشت برویم . من هم پذیرفتم و هر دو به سمت وزارتخانه رفتیم . سراغ آقای .... را گرفتیم . گفتند حضور ندارد . گفتیم با چه کسی می توانیم صحبت کنیم . ما را به داخل وزارتخانه راهنمایی کردند با مسوول حراست وزارتحانه مشغول صحبت بودیم که آقای ..... از در وارد شد . صحبت با مسئول حراست را رها کردیم و به سراغ .......... رفتیم . با هم به نماز خانه وزارتخانه رفتیم . بعد از صحبت های مفصل  وگله از برخوردهای صورت گرفته ایشان قول داد که بازداشت شدگان را حداکثر تا دو ساعت دیگر آزاد خواهند کرد . عبدی مدعی شد که بداغی در اسلامشهر وضعیت خاص دارد و نگذارید مشکلی ایجاد شود . قول مساعد داده شد و ما به سمت مترو فردوسی رفتیم . هنوز بعضی از همکاران در حال تردد بودند . بالاخره از هم جدا شدیم و تا ساعت 12 و نیم شب تماس های مکرر ما برای آزادی بداقی بی نتیجه ماند .

صبح سه شنبه خانم بادپر به من زنگ زد و گفت که دیشب را در پایگاه سوم بازداشت بوده والان نیز باید خودش را به آنجا معرفی کند .او توضیح داد که بداغی هم همان جا بوده است . خودم را به این پایگاه که در میدان نیلوفر             ( خیابان خرمشهر ) است رساندم .خانم بادپر بیرون از پایگاه ایستاده بود وداشت با موبایل صحبت می کرد .از اواحوال رسول راپرسیدم گفت اورابه دادگاه انقلاب برده اند و من هم الان باید به آن جا بروم وخودم را معرفی کنم .

باهم به دادگاه انقلاب رفتیم ودرخواست کردیم تااجازه دهند که به دفتر آقای حداد معاونت امنیت برویم .به من اجازه ندادند اما چون خانم بادپر پرونده داشت بعد از هماهنگی به اواجازه ی ورود دادند .

حدود یک ساعت منتظر ماندم و خبری از آنها نشد به ناچار آن جاراترک کردم وبه سمت محل کارم رفتم خبرها را به آقایان عبدی ورضایی گزارش دادم .از بدقولی آقای ... بسیار عصبانی بودم .

گوشی رابرداشتم و به آقای کریمیان (نماینده ی تشکل ها در وزارتخانه)  زنگ زدم از برخوردها گله کردم واین که چرا وزارتخانه و شخص وزیر هیچ گونه تمهیداتی نیندیشیده بود تا با مهمانانش اینگونه برخورد نشود ایشان نامه ای را که مدعی بود شخص وزیر نوشته برایم خواند که براساس آن به همه ی مسوولان مریوط در وزارتخانه و سازمان های آموزش وپرورش دستورداده شده بود که به بهترین وجه از میهمانان پذیرایی کنند !!!

 

 

 

 


+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 17:35 |
 قسمت چهارم

اولین جلسه ی هیات مدیره ی کانون صنفی معلمان ایران با حضور تمامی اعضای هیات مدیره و بازرسان در مدرسه ی غیرانتفاعی صراط که با تلاش آقای کریمیان وبا زحمتی که ایشان برای تهیه ی این مکان کشیده بودند برگزار شد .

از همان ابتدای جلسه درگیری لفظی بین دوجناحی که از دوران تاسیس کانون و در هیات موسس با هم درگیر بودند آغاز شد . موضوع دعوا هم نحوه ی اداره ی جلسه و زمان برگزاری انتخابات داخلی برای تعیین دبیرکل ، نایب رییس و دیگر اعضای هیات رییسه بود . آقای بدر رسما اداره جلسه را برعهده گرفته بود و آقایان حسن زاده و کمالی نسبت به این موضوع معترض بودند .

به هرحال باوجود مخالفت هایی که صورت گرفت تصمیم گرفته شد تا انتخابات هیات رییسه برگزار شود .

ابتدا کاندیداهای دبیرکلی که آقایان بدر و حسن زاده بودند به معرفی خود پرداختند  که پس از رای گیری آقای بدر یه عنوان دبیرکل انتخاب شد .خود من هم به آقای بدر رای دادم .بعد از آن کاندیداهای نایب رییسی خودشان را معرفی کردند که بازهم آقای حسن زاده کاندیدا شد اما مرحوم حسین نوری که از دلسوزان واقعی کانون بود به عنوان نایب رییس انتخاب شد .آقای محمود فضلعلی نیز به عنوان مسوول روابط عمومی وسخنگوی کانون انتخاب شد. آقای حسن زاده در همین جلسه رسما اعلام کرد که در جلسات بعدی شرکت نخواهد کرد . آقای کمالی و خانم عباسی هم نارضایتی خودشان را کتمان نمی کردند اما برق شادی وشعف رامی شد در چشمان آقای بدر مشاهده کرد .بقیه ی اعضای هیات مدیره نیز با نگرانی به وقایعی که موجودیت این تشکل نوپا را تهدید می کرد می  نگریستند
+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در جمعه هفتم فروردین 1388 و ساعت 18:14 |
                                                   نوروز بر همه ی ایرانیان مبارک باد                    
+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در شنبه یکم فروردین 1388 و ساعت 15:27 |

چالنگی: سلام بر شما در تهران

- من هم خدمت شما سلام عرض می­کنم و خدمت میهمانان و بینندگان محترم برنامه تفسیر خبر.

چالنگی: آقای بهشتی به طور کلی به ما بگویید خواسته­های معلمان ایران چی هست؟

- جناب چالنگی من باید یه مقدمه­ای خدمتتون عرض کنم. سعی می­کنم خیلی خلاصه مطلب را ادا کنم. ببینید، فرهنگیان چه قبل ار انقلاب و چه بعد از انقلاب جزو پیشگامان حرکت­های اجتماعی و جنبش­های اجتماعی بودند و البته همیشه هم تلاش داشتند حرکت­هاشون رو طوری ساماندهی کنند که منافع ملی تحت الشعاع خواسته های شخصی و حتی صنفی اون ها قرار نگیره. تصور معلمان بویژه بعد از انقلاب این بود که مسئولان عالی رتبه کشور این ویژگی مثبت حرکت معلمان را قدر بدونند و قبل از اینکه تراکم مطالبات
آن ها، زمزمه هاشون رو به فریاد تبدیل کنه در جهت رفع مشکلات اون ها و رفع مشکلات آموزش و پرورش اقدامات لازم رو انجام بدن. متاسفانه این عمل اتفاق نیفتاد و معلمان در حالی که به دلیل مشکلات معیشتی خودشون مجبور به انجام فعالیت های اقتصادی جانبی دیگری که بعضاً هیچگونه سنخیتی با شغل معلمی نداشت شده بودند. از مسائل و مشکلات دیگری نیز در رنج بودند که من به عنوان نمونه بعضی از این ها رو ذکر می کنم:

     


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 و ساعت 11:58 |

متن حکم صادره دادگاه انقلاب ولايحه تجديد نظر محمود بهشتي لتگرودي


متن حکم صادره:


در خصوص اتهام آقاي محمود بهشتي لنگرودي فرزند غلامحسين متولد 1339 فاقد سابقه محکوميت ، متاهل ، دبير آموزش و پرورش ، آزاد به قيد وثيقه ، دائر بر اجتماع و تباني به قصد بر هم زدن امنيت کشور ، با توجه به گزارشات سازمان اطلاعات استان تهران و اقارير صريح متهم و حضور فعال در تجمعات غير قانوني و نقش هدايتي او در کانون و شوراي غير قانوني هماهنگي تشکل هاي صنفي کشور و ايراد سخنراني هاي متعدد و نقش آنها در استمرار تجمعات مزبور و مصاحبه با خبرگزاري هاي خارجي و روزنامه ها به منظور تحت فشار قرار دادن مسئولين و تحريک فرهنگيان از طريق ارائه ي گزارشات و آمار غير واقعي و بزرگنمايي تجمعات غير قانوني و اينکه تجمعات غيرقانوني از مصاديق بارز اقدام عليه امنيت کشور است و موجبات برانگيختن فرهنگيان و بي نظمي و اخلال در محيط هاي آموزشي مي گردد و ديگر شواهد و قرائن موجود ، بزهکاريش محرز است لذا به استناد ماده 610 قانون مجازات اسلامي به تحمل 4 سال حبس محکوم که با توجه به وضعيت اجتماعي و سوابق زندگي وي به استناد بند (ب) ماده 25 قانون مجازات اسلامي حبس صادره به مدت 4 سال تعليق مي گردد و اما در مورد اتهامات ديگرش دائر بر اخلال در نظم عمومي و تمرد در مقابل پليس با توجه به محتويات پرونده و انکار متهم در دادگاه به لحاظ عدم کفايت ادله به استناد اصل 37 قانون اساسي راي بر برائت صادر گرديد . حکم صادره حضوري و ظرف 20 روز قابل اعتراض در دادگاه تجديد نظر تهران است .


 


بسم الله الرحمن الرحيم


آينه چون نقش تو بنمود راست              خود شکن آيينه شکستن خطاست


رياست محترم دادگاه تجديد نظر


احتراما ، اگر چه روند برگزاري دادگاه بدوي و راي صادره را به دليل عدم اجازه مطالعه پرونده و شنيدن دفاعيات و عدم حضور هيات منصفه ، غير عادلانه مي دانم و با اينکه تردبد دارم دفاع يا عدم دفاع و ارائه يا عدم ارائه ادله توسط متهم تاثيري در راي و نظر قاضي محترم داشته باشد با اين وجود موارد زیر را به عرض ریاست محترم دادگاه تجدید نظر می رسانم و  قضاوت را به افکار عمومی فرهنگیان و دیگر اقشار جامعه واگذار می کنم :


1-    اتهام اینجانب اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور عنوان شده و مستندات آن نیز گزارش های سازمان اطلاعات استان تهران و اقاریر صریح متهم اعلام شده که اینجانب همانگونه که در آحرین دفاعیات خود توضیح داده ام هیچ بخشی از محتویات پرونده را به دلیل غیر قانونی بودن روند بازجویی و نقض آشکار حقوق شهروندی در دوران بازجویی از جمله حبس در سلول انفرادی ، زدن چشم بند هنگام بازجویی ، توهین و ضرب و شتم توسط یکی از بازجویان و... دارای ارزش و اعتبار ندانسته و قابل استناد نمی دانم .


2-    ضمن پذیرش حضور فعال در تجمعات ، عنوان غیر قانونی بودن آن  را خلاف اصل 27 قانون اساسی دانسته و صدور رای قاضی پرونده را به استناد حضور درتجمعات ( به اصطلاح غیر قانونی) کاملا کاملا مردود می دانم .


3-    اینجانب در ارتباط با پروند ه مطروحه هیچگونه مصاحبه ای با هیچ خبرگزاری خارجی نداشته ام و در بازجویی ها هم هیچگونه تفهیم اتهامی در این رابطه صورت نگرفته است . با این وصف چون اصل مصاحبه با خبرگزاری های خارجی طبق هیچ قانونی جرم محسوب نشده است ایراد این اتهام را نیز خلاف و صدور حکم به استناد این اتهام را کاملا محل اشکال می دانم و معتقدم چنانچه دیگر استنادات سازمان اطلاعات استان تهران نیز همانند این گزارش عاری از حقیقت باشد مصداق بارز (( تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل )) خواهد بود .


4-    از آنجایی که کانون صنفی معلمان ایران و شورای هماهنگی تشکل های صنفی فرهنگیان کشور در هیچ دادگاهی محاکمه نگردیده اند و حکمی دال بر غیر فانونی بودن آنها صادر نشده است لذا  استناد به نقش هدایتی اینجانب در کانون صنفی معلمان ایران و شورای قانونی تشکل های صنفی هیچگونه مغایرتی با فعالیت های قانونی اینجانب نداشته و جرم محسوب نمی شود .


5-    اگر ایراد سخنرانی در تجمعات مقابل مجلس جرم محسوب می شود می بایست تمامی کسانی که در این تجمعات سخنرانی داشته اند مورد مواخذه ، اتهام وتنبیه قرار گرفته و به اصطلاح بزه آنان محرز شمرده شود بر این اساس چرا هیچ اتهام و تنبیهی متوجه آقایان حاج بابایی ، کوهکن ، عباسپور ، نجابت و... که بعضا برای ایراد سخنرانی گوی سبقت از دیگران می ربودند نگردیده و آن ها به دادگاه احضار نشده اند؟!!!


6-    در متن حکم عبارت « ارائه گزارشات و آمار غیر واقعی به منظور تحت فشار قرار دادن مسئولان » آمده است اما به مصداق یا مصادیق اینگونه گزارشها اشاره ای نشده است و مشخص نیست که کدام مصاحبه یا گزارش اینجانب غیرواقعی بوده و در کدام دادگاه غیرواقعی بودن آن ها به اثبات رسیده است لذا استفاده از عناوین و عبارات کلی را فاقد ارزش حقوقی دانسته و صدور رای بر اساس آن ها را محل اشکال می دانم .


7-    آمار تخمینی تعداد شرکت کنندگان در تجمعات مقابل مجلس را حاضرین به خوبی می دانند و رسانه ها نیز منعکس کرده اند لذا انکار این واقعیت که هزاران فرهنگی به منظور تحقق یک خواسته کاملا صنفی و قانونی مقابل مجلس جمع شده اند فقط پاک کردن صورت مساله است و هیچ مشکلی از مشکلات مسئولان محترم حل نخواهد کرد.


8-    اگر چه هیچ یک از عناصر مادی و معنوی جرم در تجمعات اخیر مشاهد نمی شود با این وجود احراز وجود عنصر معنوی جرم از لوازم صدور احکام کیفری است و این در حالی است که اینجانب هیچ قصدی جز احقاق حقوق صنفی خویش بویژه اجرای لایحه  مدیریت خدمات کشوری ( نظام هماهنگ ) که امروز ه همه مسئولان تصویب آن را جزء افتخارات خویش می شمارند نداشته ام . بر این اساس برائت خود را از اتهام یا اتهامات مطروحه کاملا محرز می دانم .


درخاتمه معتقدم ، تاریخ و افکار عمومی جامعه به ویژه فرهنگیان آگاه به دقت نظاره گر پرونده معلمان هستند و قطعا افکار عمومی جامعه در کنار قضات تجدید نظر به بررسی این پرونده خواهند پرداخت لذا آنان که به روز قیامت و روز واپسین و افکار عمومی معتقدند در رای و نظر خویش حقیقت را فدای مصلحت ننموده و آخرت خویش را به زندگی چند روزه دنیا نخواهند فروخت .


                                                                                   والسلام             


                                                                        محمود بهشتی لنگرودی

+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 9:10 |
متن کامل مصاحبه با voa امروز در وبلاگ

 

 

+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387 و ساعت 9:3 |
عدوشودسبب خیراگرخداخواهد

براساس بیانیه ی 15 بهمن 85 بنا بود در روز 12 اسفند تجمعی در مقابل مجلس برگزار شود . اطلاع رسانی از طریق بیانیه ، تماس های تلفنی و ارسال پیامک ها به خوبی در حال انجام بود .

اما در روز نهم اسفند ناگهان اخباری به گوشمان رسید با این مضمون که  کانون با صدور بیانیه ی جدیدی تجمع 12 اسفند را لغو کرده است !

همه ی ما شگفت زده دنبال این بیانیه می گشتیم تا این که پس از کمی جست وجو متن این بیانیه ی جعلی به دستمان رسید :

فرهنگیان گرامی ، معلمان عزیز ، دست مریزاد

دستانتان پرتوان

            نظر به پاسخگویی دعوت کانون صنفی فرهنگیان سراسر کشور مبنی بر تحصن در دفتر مدارس وواحدهای آموزشی دخترانه وپسرانه واعتراض به برخوردغیر منطقی برخی از مسوولان وعدم ارائه ی پاسخ منطقی ازسوی آنان به اطلاع می رساند که ادامه ی این روند نهایتا به ضرر دانش آموزان این مرز و بوم بوده  وممتد بودن این روش خساراتی را به فرزندان خودمان خواهد زد .لذا کانون صنفی فرهنگیان ایران طی یک جلسه ی اضطراری با حضور بعضی از مسولین ضمن بیان مجدد بلکه مکرر خواسته ها ی صنفی ومعیشتی خود ، وعده هایی را هرچند مانند گذشته ولی مقداری امیدوار کننده  داده اند که در صورت عدم تحقق وعده ها ، مفاد بیانیه ی صادر ه به قوت خود باقی بوده وطبق برنامه های مشخص شده در آن بیانیه اقدام خواهیم کرد .

          امید است که درایت مسولین درسال آتی رفع دغدغه های کانون صنفی فرهنگیان کشور را به دنبال داشته وشاهد رفع تبعیض ها در سال آینده باشیم .

            شایان ذکر است برابر آخرین رایزنی های انجام شده قرار است لایحه ی مدیریت خدمات کشوری اگر چه به دلیل بعضی اصلاحات که ظاهرا به نفع معلمان است در اوایل ماه های سال آتی نهایی شود لکن از تاریخ 1/1/86 جزء حقوق محاسبه خواهد شد .درپایان ضمن تقدیر وتشکر از حضور گسترده و فراگیر شما فرهنگیان فهیم کشور به اطلاع می رساند که از تاریخ 9/12/85 بیانیه ی مورخ 15 بهمن 85 تا اطلاع بعدی ملغی اعلام می گردد . لذا روز شنبه مورخ 12/12/85 هیچ تجمعی در مقابل مجلس انجام نخواهد شد .

باسپاس

کانون صنفی معلمان ایران

9/12/85

           این بیانیه ی جعلی ظرف 24 ساعت در کلیه مدارس تهران و حتی دورترین شهرستان ها توزیع شد .تماس های مکرر ولحظه به لحظه ی همکارانی که بعضی از آن ها برای اولین بار از ماجرای تجمعات جلوی مجلس باخبر شده بودند با این پاسخ مواجه می گردید که بیانیه ی مذکور جعلی است و تجمع با قدرت هر چه تمامتر در ساعت مقرر برگزار خواهد شد .

تیر حضرات به سنگ خورد و بستن متروی بهارستان نیز نتوانست مانع از حضور پرشور معلمان شود .بسیاری از معلمان وقتی از ماجرای جعلی بودن بیانیه مطلع شدند بر حقارت صادر کنندگان این بیانیه خندیدند وبر استقامت بچه های کانون آفرین گفتند.

 

+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 14:24 |

سه و سال و نیم گذشته ، سخت ترین دوران آموزش و پرورش بود

جمهوریت: محمود بهشتی لنگرودی، سخنگوی کانون صنفی معلمان گفت: «در دولت نهم نهادهای مدنی دچار مشکلاتی شدند و بیش از بقیه تشکل‌های صنفی و نهادهای مردمی، کانون صنفی معلمان از بابت سیاست‌های دولت آسیب دید.»

بهشتی در گفت و گو با جمهوریت با اشاره به مشکلاتی نظیر تمدید نشدن مجوز تشکل‌های صنفی معلمان در سراسر کشور، ادامه داد: «در این مدت برای بسیاری از فعالان صنفی پرونده‌های سنگین تشکیل شد و بسیاری از معلمان با شکایت دولت دستگیر و به مراکز قضایی احضار شدند.» وی به ممانعت دولت برای برگزاری جلسات دوره‌ای کانون صنفی معلمان اشاره کرد و گفت: «حتی به معلمان اجازه ندادند که در جلسات شورای مرکزی خود که طبق اساسنامه باید ماهی یک بار برگزار شود، حضور پیدا کنند و هر بار به بهانه‌ای مانع برگزاری جلسات تشکل‌ها شدند.»

 

سخنگوی کانون صنفی معلمان، بدترین دوران آموزش پرورش به لحاظ شرایط مالی را مربوط به دوره دولت نهم دانست و گفت: «کسری بودجه در آموزش و پرورش همیشه بوده است، اما در این دوره کسری بودجه این وزارتخانه به ٥٠ درصد کل بودجه آن رسید.» بهشتی ادامه داد: «درصد رضایت شغلی معلمان در دولت نهم به طور محسوسی کاهش یافته و انگیزه کارکنان وزارتخانه بیش از گذشته در این سه سال و نیم پایین آمده است.»

 

وی تعامل دولت آینده با معلمان بسیار مهم ارزیابی کرد و برنامه‌های آموزش و پرورشی کاندیداهای ریاست جمهوری را در رأی آنها تاثیر گذار خواند. بهشتی توقعات معلمان را از کاندیداها چنین تشریح کرد: «کاندیداها باید آموزش و پرورش را در اولویت برنامه‌های انتخاباتی خود بگذارند. باید این باور باشد که هزینه‌های آموزش و پرورش سرمایه‌ای است، نه مصرفی.» سخنگوی کانون صنفی معلمان ایجاد جاذبه‌های شغلی و حذف برخی معیارهای سختگیرانه در جو فرهنگی آموزش و پرورش را مهم و ضروری دانست و از اصلاح ریشه‌ای ساختار مالی آموزش و پرورش به عنوان یکی از مهم‌ترین خواسته‌های معلمان نام برد.

 

بهشتی ادامه داد: «بازسازی روحیه فرهنگیان و اصلاح شأن و منزلت فرهنگیان، ایجاد فضای تعامل در مدارس و رفع تبعیض و اختلاف بین نیروهای صف و ستاد، جلوگیری از سیاسی شدن آموزش و پرورش، تلاش برای لغو احکام قضایی معلمان و خارج شدن پرونده صنفی معلمان از دستگاه قضایی، تشکیل مجلس معلمان، اجرای بی‌کم و کاست قانون مدیریت خدمات کشوری و... همه جزو خواسته‌ها و مطالبات معلمان از رئیس جمهور و دولت آینده است.»

وی از رئیس جمهور آینده خواست یک نفر را به عنوان مشاور در امور نهادهای مدنی ، به خصوص کانون‌های صنفی منصوب کند.

 

 

+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 و ساعت 17:30 |
قسمت سوم 

قبل از برگزاری اولین جلسه ی هیات مدیره ی کانون ، خاکساری به منزل ما آمد وپس از توضیح اختلافاتی که دربین اعضای منتخب هیات مدیره از دوران تاسیس کانون وجود داشت تمایل خود را برای کاندیداتوری جهت دبیر کلی کانون ابراز کرد و توقع داشت که من هم از او حمایت کنم .

من به اوتوصیه کردم که باتوجه به کاندیداتوری علی بدر که در آن موقع با خاکساری در یک جبهه قرار داشت از این تصمیم صرف نظر کند چرا که ممکن است باتوجه به کاندیدای واحد جناح مقابل یعنی نصیر حسن زاده عملا حسن زاده به دبیرکلی انتخاب شود .خاکساری توصیه ی مرا پذیرفت و قرار شد مشترکا از علی بدر حمایت کنیم .البته شناخت من نسبت به بدر برپایه ی اطلاعاتی بود که از خاکساری دریافت کرده بودم .
+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387 و ساعت 20:45 |
 قسمت دوم

اولین مجمع عمومی کانون صنفی معلمان باحضور بیش از پانصد نفر ودر دبیرستان البرز برگزار شد. در این جلسه که تعداد کاندیداها ی هیات مدیره بیش از هفتاد نفر بودند پس از سخنان آقای علی بدر به هر کاندیدا حدود دودقیقه فرصت داده شد تا خود را معرفی کند و  برنامه های خود را اعلام کند. درپایان رای گیری شد و افراد زیر به عنوان اعضای اولین هیات مدیره ی کانون انتخاب شدند

1-علی بدر 2- حسین نوری 3- فیروز عباسی 4- محمود فضلعلی 5 – فریبا حسنی 6 – علی حاجیلو 7 – علیرضاکریمیان 8 – محمود بهشتی لنگرودی  9 – حبیب اله بهار 10 – محمدرضامیرزایی 11 – محمد خاکساری 12 – محسن کمالی خوش انصاف 13 – نصیر حسن زاده 14 – عباس معارفی زنجانی 15 – مهرانگیز عباسی .

در این انتخابات من رتبه ی چهاردهم را کسب کردم .

 

+ نوشته شده توسط محمود بهشتی لنگرودی در شنبه دهم اسفند 1387 و ساعت 21:53 |


Powered By
BLOGFA.COM


color="#339900" size="3">کد رصدخانه